این دلم ازاین واز آن سرد سرد است ای خدا/من ندارم همدمی من مانده ام اندرخفا/چه شده است این روزگاران معرفت محو می شود/مانداریم مقصدی چون مقصد است بی انتها/عشق شده است اندرحکایت لیلی و مجنون و دل/عاقبت راهش جدایی است عشق های بی هوا/صبح هایی که به جای نام تو ای وا شده است/خنده ای از دل نداریم خنده های بی صدا/عشق و پاکی در دلی جایی ندارد در جهان/جنگ های ظالمانه مانده است پابرجا/ماکه عشاق توایم ترسی نداریم از عدو/تازمانی نام پاکت حک شده است براین لوا اشعارشاعرنوجوان گلستانی پویااخلی...
ما را در سایت اشعارشاعرنوجوان گلستانی پویااخلی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: پویااخلی
بازدید: 246
تاريخ: دوشنبه
18 دی
1391 ساعت: 19:31